خمیازه می شوی؟! باور نمی کنم .....!!

می گویی دیر وقت ست ... و هیچ ساعتی این حرف را باور نمی کند ... می گویی از دیدارت خوش حالی دارم .... و من نگاه نکرده به سمت ِ حالت .... می دانم که واژه های عاریه ات اصلا به چشمانت نمی آیند ..... چند لحظه .... چند روز .... چند سال هم که بگذرد ، باز هم چشماهات قافیه اشان تردید و بی کسی ست ..

/ 2 نظر / 14 بازدید
عارف

نگاهت میکنم از حرمت چشمانت دروغ می گویم چشمانم را میدزدم چون جایی برای دردهای وجودت ندارم

برهوت

تو حرف بزن ... راست یا دروغ! چشمهایت زیرنویس می کنند...!