تمام اشکهایی که برایت باران شدند ..... !!

 

به اندازه ی سکوت ِ کودکی هنگام بازی ....دستهایت خالی ست اینک ....  شبیه به آواز پرنده ای بعد از روایت ِ آوار و زلزله ....  بوی شیرین ِ خاطره ات در من فرو نشست ....و هوای میان پلک های فرو افتاده ی شب .... بارانی بود چون طاقت ِ مسافران ِ در راه مانده ..... خطوط ِ نگاهت را که بر عمق ِ اتاق اندازه می زدم ..... چیزی نبود جز بهت ِ نگاه بر آستانه ی شب ..... تمام پنجره ها بسته .... پرده های ضخیم رو به پاییز ِ خیابان .... و نرده ها بلند و بهم پیوسته ..... صدایت از دورترین نقطه ی روشنای ِ زمین .... به گوشم رسید که : من خانه ام را .... بی پنجره می سازم ..... بی روزن و نگاهی چشم انتظار .... تا پای رفتنت .... به لحظه های سرد ِ جدایی .... در گودالی از خیسی باران ِ نگاهم ، نلغزد .... هیچ نگو .... برو بهارم ....

 

/ 11 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زیتون

عالی نوشتی انشاالله موفق باشی[گل] ازلطفتون نیزممنون[قلب]

سارا و سمیرا

سلااااااااااااااااااااااااااااااام خسته نباشی دوست عزیز وبلاگ ما بالاخره 1 ساله شد منتظر حضورت هستیم موفق و پیروز بیشتر از دیروز

زیتون

سلام شب به خیر با مطلب عشق وزندگی درخدمتم مری خانم

میر علا

سلام دوست عزیز ، Dear Glorya بمناسبت نزدیک شدن به روز " ۲۵ دسامبر " تولد نور و پاکی و منجّی عالم و بشریت حضرت { عیسی مسیح } ( س ) ، ایرنیش ویدئو کلیپ موزیک کریسمس رو به شما دوستام و عزیزام و همه عاشقان اون حضرت تقدیم میدارد ، انشا الله که هر روزتون عید و شادی باشد ، سبز باشید

ماجده

سلام خوشحالم به من سر زدی . نوشته هات قشنگ وخوندین.[گل]

گیتار و شعر

سلام دوست قدیمی...دشنه شیرین خاطرات...زیبا بود به شدت...و ممنون که فراموشمان نمی کنی...ویکشنبه!

ملکه رویا

چه حس خوبیه دوستای خوب قدیمی هنوز هستن ... مثل همیشه بی نظیری[گل]

مهسا کلانکی

سلام دوست عزیز حس خوبی از خواندن این مطلب ‌پیدا کردم